با کمان آرش
قدخمیده ما سهلت نماید اما...برچشم دشمنان تیر ازاین کمان توان زد
چراغی در فلک، شعله به سوسو پلنگ خسته را بستی به گیسو چرا خوش خواندی از حال پریشون که ماه گُل داده در ابرای پنهون بنال از بخت بد، در فصل تیمار که جای گل نشسته بوتهی خار مگه عشق، غیر از این معنی نداره که دائم آسمون از خون بباره بنال دریا که دلدار مرده در خواب پلنگ آشفته رفت و ماه، بیتاب کجا شد دوره دلهای آرام که اینگونه شکسته طاقِ هر بام خدایا معنی دریا، کویره ... بگو تا فصل ما زمزم نمیره
| Design By : Night Skin |

