|
مهتاب عشق وقتی که مهتابْْ خانومی نردبومِ ستاره رو بَر میداره چادرْسفیدِ نورِشو سر میکنه نازشو بیشتر میکنه پنبهء سرد ابرُ پر پر میکنه از پشتِ شب از پشتِ دیوارِ سیاه یواش یواش و تُکِ پا میاد بالا خوشه های ِ طلایی ِخورشیدْخانم ِخوشْ اَدا پیشِ گلْخندایِ ماه جلو زلفایِ پریشون - که با ناز و شیطونی از پشت چادرِ سفیدش اونا رو کرده بیرون- حقیر و بی رنگ میشه دل تنها و کوچیکم واسه مهتابِ خودم تنگ میشه...
|
About
آبان 1390 مهر 1390 مرداد 1390 Links
دل نوشته |