تبليغاتX
با کمان آرش - مهتاب عشق

با کمان آرش

قدخمیده ما سهلت نماید اما...برچشم دشمنان تیر ازاین کمان توان زد

مهتاب عشق

  وقتی که مهتابْْ خانومی

نردبومِ ستاره رو بَر می‌داره

چادرْسفیدِ نورِشو سر می‌کنه

نازشو بیشتر می‌کنه

پنبهء سرد ابرُ پر پر می‌کنه

از پشتِ شب

از پشتِ دیوارِ سیاه

یواش یواش و تُکِ پا

میاد بالا

خوشه های ِ طلایی ِخورشیدْخانم ِخوشْ ‌اَدا

پیشِ گلْ‌خندایِ ماه

جلو زلفایِ پریشون

- که با ناز و شیطونی از پشت چادرِ سفیدش اونا رو کرده بیرون-

حقیر و بی رنگ می‌شه

دل تنها و کوچیکم واسه مهتابِ خودم تنگ می‌شه...

+نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390ساعت15:7توسط کمانگیر | |